شفق قطبي 11 اكتبر 1527 خبر دادند، كه فكر ميكنيم ستارهٴدنبالهدار بوده است، دو تا از اين نوشتهها از شخصي ناشناس به نام پتر كرويتسر بود، كه خود را شاگرد يوهان ليختنبرگر اخترگو، موٴلف پيشگويي معروف سال 1488، معرفي ميكرد. كتاب سومي كه از آثار قديمتر اقتباس شده بود، تأليف گرارد گلدنهاور نيمگني بود.
از آن رو اين يادداشت در بخش نورشناسي آمده كه تا همين اواخر شفق قطبي را از پديدههاي اپتيكي ميشمردند. ادموند هالي نخستين كسي بود كه در سال 1714 خاطرنشان كرد كه اين در واقع يك پديدهٴ مغناطيسي است، و الاف پتر يُرتر كه ديده بود در جريان پيدايش شفق قطبي عقربهٴ مغناطيسي دچار اختلال ميشود، در سال 1741 نظر هالي را تأييد كرد. در اين اثنا ژان ژاك دو مِـران رابطهاي را ميان فراواني لكههاي خورشيد و پيدايش شفقهاي قطبي يادآور شد.
ماهيت شفق قطبي وقتي بهتر درك شد كه مشاهده بهوسيلهٴ طيفنما آغاز شد (1867)، و بهويژه پساز كشف اشعهٴ كاتدي (نظريهٴ آدام پولسِـن 1894) باز هم بهتر گرديد.
بهترين اطلاعات ما دربارهٴ شفق قطبي هميشه از مناطق شمالي بهدست ميآيد، زيرا در آنجا فراواني آن بيشتر و مرئيتر است. بيشك شفقهايي كه در عرضهاي بالا ديده ميشود،1 يكي از زيباترين و شگفتانگيزترين مناظري است كه در اختيار انسان قرار ميگيرد. جاي شگفتي نيست كه شاعران اروپايي (جز شاعران اسكانديناويايي و روسي) اين پديدهٴ شگفتانگيز را نستودهاند؛ سكوت شاعران آمريكايي كمي بيشتر موجب حيرت ميشود.2 تنها شعر سمفونيكي كه در اختصاص به شفق قطبي ميشناسم كاملاً به حق بهوسيلهٴ يك روس نوشته شده است. منظورم ((چكامه يا تفكر درباب عظمت خداوند كه بهصورت نور قطبي نمايان گشت)) است كه نيكلاي نابوكف در سال 1928 ساخته است.3 براي تكميل اين حاشيهٴ مربوط به اثر شفق قطبي درهنر بايد ذكري بكنيم از پردههاي نقاشي زيباي هُـوارد راسل باتلر و لئونارد م.
ديويس كه در موزهٴ تاريخ طبيعي آمريكا در نيويورك نگهداري ميشود.4 برخي اطلاعات گردآوري شده در اين يادداشت را دكتر جان آدام فلمينگ، مدير بخش مغناطيس زمين در انستيتوي كارنگي در واشنگتن، لطف كرده است (نامهٴ مورخ 21 مارس 1941).